کد خبر : 48765
تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۸ - ۹:۰۶

اسرائیلی ها از آمریکا خواستند تا در مورد اختلاف قومیت ها تلاش کند / اسرائیلی کیست؟!!

با انتشار بخشی دیگر از اسناد سیاسی وزارت امورخارجه آمریکا نکات شایان توجهی در آن به چشم می خورد. بر اساس یکی از این اسناد که سایت و یکی لیکس آن را منتشر کرد، مقامات اسرائیلی از دولت آمریکا خواستند تا در مورد مسئله قومیت ها در ایران برای تحت فشار گذاشتن حکومت آن کشور

با انتشار بخشی دیگر از اسناد سیاسی وزارت امورخارجه آمریکا نکات شایان توجهی در آن به چشم می خورد. بر اساس یکی از این اسناد که سایت و یکی لیکس آن را منتشر کرد، مقامات اسرائیلی از دولت آمریکا خواستند تا در مورد مسئله قومیت ها در ایران برای تحت فشار گذاشتن حکومت آن کشور تلاش کند که آمریکا این پیشنهاد را رد می کند اما( ظاهرا این روزها به مرحله اجرا درآورده است).

صرف نظر از صحت و سقم این اسناد،شکی نیست که قومیت گرایی به عنوان یکی از چالش های سیاسی ایران پس از انقلاب و یکی از مهمترین دغدغه های ملی برای آینده از بعد سیاسی امنیتی خواهد بود.

گرچه این چالش به سبب اقتدار نظم مستقر سیاسی مهار شده است، اما به علت عدم توجه به ریشه ها و علت یابی این پدیده مهار آن بدون توجه به زیر ساخت های فرهنگی و سیاسی آن به مصداق«آتش فرو نشاندن و اخگر گذاشتن است.» با ورود اندیشه های تجدد به ایران و رشد و بیداری عمومی و برانگیخته شدن نگاه استعمار گرایانه غرب و شرق به سرزمین مان، از قوم گرایی باید به عنوان یکی از جنبش های انحرافی در سده اخیر و از مهمترین آفات مدرنیزاسیون از آن یاد کرد. قوم گرایی نه تنها خطرات بس عدیده و گسترده ای برای استقلال و تمامیت ارضی کشور دارد، بلکه سد راه رشد و توسعه و دموکراسی است.

قومیت گرایان با به خطر درآوردن زنگ استقلال و تمامیت ارضی کشور این احساس را به تحرک وا می دارد که حفظ استقلال و یکپارچگی سرزمینی مقدم تر و اولی تر از هر خواسته ای است.

همین مسئله باعث برانگیخته شدن احساسات ملی و عزم و جزم عموم برای استحکام پایه های اقتدار گرایی است.

بدون تردید کشورهای مخالف ایران با ابزارها و سازمان های امنیتی خود از قومیت در ایران به عنوان یک پتانسیل برای برهم زدن نظم و امنیت نگاه می کنند.

تلاش می کنند از این مسئله به عنوان اهرمی برای کسب امتیاز بهره ببرند.نگارنده پس از درج کاریکاتوری در روزنامه ایران و اقدامات هرج و مرج طلبانه عده ای فرصت طلب از این مسئله با درج مرقومه ای در دو تا از صحیفه های سراسری چند راه کار ارائه دادم،اما چون پند ناصحان و نقد ناقدان و دغدغه دلسوزان چندان کارگر نیفتاد و موضوعیت آن هم چنان به قوت خود باقی است راهبردهای خود را به گونه ای دیگر باز گو می کنم.

پروژه ملت سازی یکی از مباحث مهم علوم سیاسی است که پس از رخداد انقلاب مشروطیت و پایه گذاری ایران نوین، بدون آمریت حکومت در دوره پهلوی اول توسط عده ای از روشنفکران ایران آغاز می شود.این گروه به علت پرهیز راه اصلاح گرایانه و تدریجی و انتخاب مشی انقلاب گونه در حوزه فرهنگ و سیاست به ورطه رادیکالیسم سقوط می کنند.

انحراف روشنفکران از مسیر صحیح و اصلی خود باعث حساسیت و برانگیختن اعتراض دینداران و جامعه مذهبی کشور و توقف این پروژه می شود.پروژه ملت سازی پس از ناکامی با چنان حساسیتی روبه رو می شود که هیچگاه از دریچه سیاسی و امنیتی بدان نگریسته نشده،بلکه وجه عقیدتی آن بر سایر رویکردهای دیگر غلبه نمود.اکنون برای ریشه یابی شکل گیری پدیده ای به عنوان قومیت گرایی در ایران به چند مسئله ذیل اشاره کرد.

۱-عدم توجه به هویت ملی: پس از انقلاب در ایران به علت پذیرش ایدئولوژی جهان شمولی اسلامی و تمرکز بر تبلیغ و گسترش آن نه تنها به هویت ملی توجهی نشد،بلکه به گونه ای وانمود شد که گویا ملیت رو در روی مذهب است.

به علت عدم توجه به هویت ملی، خرده هویت ها همچون هویت قومی رشد کرده است در صورتیکه هویت قومی باید ذیل سقف هویت ملی تعریف و ارزیابی شود.

۲- توسعه نا متوازن اقتصادی : به علت عدم رشد شهرنشینی در ایران و غلبه فرهنگ عشیره ای و خویشاوند سالاری و رسوخ این فرهنگ به درون نخبگان و توجه مسئولین به شهر و زادگاه خود در هنگام کسب مناصب امور و یا برنامه ریزی های غلط باعث ایجاد یاس و بدبینی در سایر نقاط کشور می شود، هر کدام از شهروندان ساز خود را می زنند و از حکومت مرکزی فاصله می گیرند .

۳- الگو برداری غلط از بیگانگان : در بین مشرب های سیاسی ایران مارکسیست لننیست ها بنیانگذار و مبلغ قومیت گرایی در ایران بودند. مارکسیست ها به جای بومی کردن آموزه های مارکسیستی با الگوبرداری غلط از بیگانه رو ی این مسئله تاکید و پافشاری می کردند.

آنها بیش از آنکه تاریخ ایران را مطالعه کنند، بیشتر به مطالعه تاریخ شوروی روی آوردند و می خواستند یک مدلی از فدرالیسم شوروی را در ایران پیاده کنند. حال آنکه شوروی یک کشوری بود با ملیت ها ، فرهنگ ها و مذاهب گوناگون که هیچ گونه اشتراک هویتی با حکومت مرکزی نداشتند و در طی چند ساله اخیر به وجود آمده بودند، لذا با ایران تفاوت ماهوی داشت .

شگفت آنکه تفکری که توسط مارکسیست ها بنیان گذاشته شد امروز توسط لیبرال مسلکان تبلیغ و ترویج می شود .

۴- وجود تبعض های ناروای گوناگون: انقلاب اسلامی در ذات خود انقلابی عاری از تبعیض و دارای هویتی عدالت طلبانه بوده است. این انقلاب که در ابتدا دارای رسالت جهانی بود نه تنها حمایت از مسلمانان جهان را در صدر برنامه های خود داشت، بلکه حمایت از جنبش های رهایی بخش در سراسر جهان به عنوان اصلی از اصول قانون اساسی آن مبدل گشته است.

لذا اگر تبعیض هایی هم چه در حیطه مذهب و یا سیاست رشد کرده است، هیچ بنیان فکری در درون انقلاب نداشت. تبعیض های موجود برداشت و سلیقه ی گروه هایی است که بعدها بوجود آمدند.

تقویت روح ایران گرایی و افتخار به باورهای ملی و غلبه این فرهنگ باعث اضمحلال و به حاشیه رفتن تفکرات بیمارگونه ای چون قوم گرایی می شود.

صدا و سیما به عنوان یک رسانه ملی و سایر نهادهای تربیتی باید بیش از سایر دستگاه در این مسیر در جهت فرهنگ سازی تلاش و کوشش کنند.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.