خطاب به شهردار یاسوج:طرح‌های چندگانه برای بازاری که دیگر توانی ندارد/به قلم محسن تیربند  

خبر اجرای «طرح سه‌گانه شهرداری یاسوج برای کنترل بازار و کاهش قیمت‌ها» در حالی منتشر می‌شود که واقعیت اقتصادی جامعه، تصویری بسیار متفاوت از آنچه در این طرح‌ها ترسیم می‌شود را نشان می‌دهد. در شرایطی که سفره بسیاری از خانواده‌ها کوچک‌تر از هر زمان دیگری شده، پرسش اساسی این است که آیا اساساً چیزی از توان اقتصادی مردم باقی مانده که نیازمند طرح‌های چندگانه مدیریتی باشد؟

تجربه‌های مدیریتی در سال‌های گذشته نشان داده است که طرح‌هایی با عناوین چندبخشی و چندمنظوره، اگرچه در ظاهر جذاب و امیدبخش به نظر می‌رسند، اما در عمل اغلب با پیچیدگی‌های اجرایی، موازی‌کاری و گاه زمینه‌های بروز فساد مالی همراه می‌شوند. چنین طرح‌هایی معمولاً به جای آنکه مسئله را ساده و قابل حل کنند، آن را به میدان چندجبهه‌ای تبدیل می‌کنند که در آن مسئولیت‌ها پراکنده و پاسخگویی دشوار می‌شود.

در سخنان شهردار نیز به نکته‌ای مهم اشاره شده است؛ جایی که گفته می‌شود میدان میوه و تره‌بار ایجاد شده اما مشکل در «سوءمدیریت» است. همین جمله خود به تنهایی نیازمند تأمل جدی است. وقتی پروژه‌ای که با هدف تنظیم بازار ایجاد شده به دلیل سوءمدیریت به نتیجه مطلوب نمی‌رسد، طبیعی است که افکار عمومی پیش از پذیرش طرح‌های تازه، انتظار پاسخ روشن درباره همان مدیریت ناکارآمد را داشته باشد. مردم به خوبی می‌دانند مدیریت شهری در چه جایگاهی قرار دارد و مسئولیت ناکامی‌ها متوجه چه کسانی است.

واقعیت این است که اقتصاد خانوارها طی سال‌های اخیر آسیب‌های سنگینی را تجربه کرده است. زمانی بازار سرمایه امیدی برای بسیاری از مردم بود اما در نهایت سرمایه‌های خرد بسیاری از خانواده‌ها در آن مسیر از بین رفت. پس از آن نیز موج‌های تورمی، افزایش هزینه‌های زندگی و بحران‌های اقتصادی مختلف، توان مالی جامعه را به شدت فرسوده کرد. در چنین شرایطی حتی مناسبت‌هایی مانند عید که زمانی نمادی از رونق خرید بود، برای بسیاری از خانواده‌ها به دوره‌ای از نگرانی اقتصادی تبدیل شده است.

اکنون در چنین فضایی سخن گفتن از طرح‌های سه‌گانه یا حتی چندگانه برای کنترل بازار، شاید بیش از آنکه راهکار عملی باشد، بیشتر شبیه پاسخی اداری به مسئله‌ای عمیق و ریشه‌دار به نظر برسد. مشکل اصلی بازار، کمبود عنوان طرح نیست؛ مشکل در شیوه مدیریت، شفافیت، و جلوگیری از ورود واسطه‌ها و شبکه‌های دلالی است.

اگر واقعاً هدف کاهش فشار اقتصادی بر مردم است، شاید به جای طراحی ساختارهای جدید و چندلایه، تمرکز بر ساماندهی همان ظرفیت‌های موجود و حذف واسطه‌های غیرضروری مؤثرتر باشد. کشاورزان و تولیدکنندگان محلی سال‌هاست مسیر «از مزرعه تا سفره» را به خوبی می‌شناسند و در بسیاری موارد بدون دخالت ساختارهای پیچیده اداری توانسته‌اند محصولات خود را به دست مصرف‌کننده برسانند. مسئله اصلی زمانی ایجاد می‌شود که دلالان و شبکه‌های غیرشفاف به این مسیر ورود می‌کنند.

از همین رو انتظار می‌رود مدیریت شهری پیش از ارائه طرح‌های تازه، ابتدا تکلیف پروژه‌هایی را که پیش‌تر اجرا شده اما به دلیل سوءمدیریت به نتیجه نرسیده‌اند روشن کند. شفاف‌سازی درباره دلایل ناکامی‌ها و اصلاح ساختارهای مدیریتی می‌تواند اعتماد عمومی را تقویت کند؛ اعتمادی که پیش‌نیاز هر برنامه اقتصادی موفق است.

در نهایت باید پذیرفت که بازار امروز بیش از هر چیز به مدیریت کارآمد، شفافیت و حذف واسطه‌های سودجو نیاز دارد، نه صرفاً به نام‌های جدید برای طرح‌هایی که اگر پشتوانه اجرایی و مدیریتی نداشته باشند، حتی اگر سه‌گانه هم باشند، گرهی از مشکلات معیشتی مردم باز نخواهند کرد.

🔸ضمنا در خصوص این مطلب اگر ابهامی وجود دارد درخواست مناظره ای در چهارچوب قانون از شهردار را خواستارم در صورت پذیرفتن از سوی شهردار با کمال میل آمادگی خود را اعلام میدارم

قضاوت با خدا و مردم

یا حق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *